فوتبال شهر

در طول هفته هر چی بهونه آوردم تا شاید از زیر کار فرار کنم و به این مسابقه نروم
نشد که نشدو با اصرار دوستان و قرار گرفتن در رودر بایستی و با اینکه می دانستم
سختی هایی راباید تحمل کنم امروز جمعه همراه تیم فوتبال خونه هنرمندا جهت
برگزاری یک مسابقه فوتبال در سطح استان راهی یکی از شهرهای نزدیک اصفهان
شدیم .
ساعت ۴.۳۰ صبح از خواب بیدار بشی ، نشستن در مینی بوس ،رفتن درب کارخونه
و یکی از بهترین بازیکنان تیم را که شیفت شب بوده و اصلا نخوابیده سوارش کنی!
،صبحانه را درمینی بوس خوردن ،۳ ساعت زودتر از مسابقه رسیدن به محل بازی و
نشستن در ورزشگاه برهوت و تحمل سرما ، نبود آب در ورزشگاه را تحمل کردن ،
نگاه بهچهره بازیکنان جوان و جویای نام تیم که هر کدام به انگیزه مطرح کردن
نام شهرخود به اینجا آمده اند و گاهی خجالت از آنها که بدون امکانات لازم و همراهی
مسئولین شهری پای در این مسابقات گذاشته اند،بازی قراره ساعت ۱۲ ظهر انجام
بشه و ۱ ساعت تیم را گرم کرده ای و آماده شروع که میبینی ۲ داور نیامده اند و ۳۰
دقیقه همینطور دوباره باید سر پا ایستاد،تا یکی را از ی گوشه پیدا کنند به عنوان داور
و پرچم داوری به دستش بدند،استرس در بازی که باید برنده شد تا صعود کردو تیم هم
از همان شهر و میزبان و بازیکنان خسته ما ، و با همه اینها با یک برد شیرین بازی
به اتمام می رسد و تیم شهر ما امیدوار به صعود به لیگ برتر استان
امروز یکی از روزهای خوب ورزشی شهر ما بود .
درود بر جوانان جویای نام شهرمان